استراتژی بلند مدت


مفهوم معاملات پوزیشن به معنای باز کردن پوزیشن معاملاتی در مدت زمانی نسبتا طولانی است

مدیریت بازرگانی Commercial management


ماهیت مدیریت استراتژیک
تعریف مدیریت استراتژیک :
هنروعلم تدوین ، اجرا وارزیابی تصمیمات وظیفه اي چندگانه که سازمان راقادر می سازد به هدفهاي بلندمدت خود دست یابد .
Strategies management process : فرآیند مدیریت استراتژیک
-1 تدوین استراتژي ها
-2 اجراي استراتژي ها
-3 ارزیابی استراتژي ها
Strategy formulation : تدوین استراتژي ها
مقصود از تدوین استراتژي این است که ماموریت شرکت تعیین شود،شناسایی عواملی که در محیط خارجی سازمان را تهدید میکنند یا فرصتهایی رابه وجود می آورند ، شناسایی نقاط قوت وضعف داخلی سازمان ، تعیین هدفهایی بلند مدت،در نظرگرفتن استراتژیهاي گوناگون وانتخاب استراتژي خاص جهت ادامه فعالیت .
اجراي استراتژي ها :
اجراي استراتژي ها رامرحله عملی مدیریت استراتژیک می نامند.منظور از اجراي استراتژي ها این است که کارکنان ومدیران بسیج شوند واستراتژي تدوین شده رابه مرحله عمل در آورند.در مدیریت استراتژي مرحله اجراي مشکل ترین مرحله بوده،وایجاب میکند که افراد خود را متعهد به سازمان نمایند،موفقیت مرحله اجرایی استراتژي هابدین امر بستگی دارد که مدیران بتوانند در کارکنان ایجاد انگیزه نمایند .
Strategy evaluation : ارزیابی استراتژي ها
آخرین مرحله در مدیریت استراتژیک ارزیابی استراتژیک بوده که سه فعالیت عمده به شرح زیر صورت می گیرد :
الف- بررسی عوامل داخلی وخارجی که پایه واساس استراتژیهاي کنونی قرارگرفته اند .
ب- محاسبه وسنجش عملکرد ها
ج- اقدامات اصلاحی
اصطلاحات کلیدي در مدیریت استراتژي :
ا-استراتژیست ها :
افرادي هستند که مسئول موفقیت یا شکست سازمان می باشندوعهده دار سه مسئولیت اصلی هستند :
الف – ایجاد یک بستر براي تغییر
ب – ایجاد تعهد واحساس مالکیت
ج – ایجاد توازن بین ثبات ونوآوري
Milton Friedman : -2 بیانیه هاي ماموریت
سندي است که یک سازمان را از سایر سازمانهاي مشابه متمایز می نماید، ماموریت سازمان نشان دهنده طیف فعالیت از نظر محصول وبازاربوده در بیانیه ماموریت پرسشی که پیش روي همه استراتزي ها وجود دارد این است که :(((ما به چه کاري مشغول هستیم ؟))) یک رسالت بیانگر ارزش ها و اولویتهاي یک سازمان است .
نکته : رسالت یا ماموریت سازمان نموداري است که مسیر آینده سازمان را مشخص می نماید .
External opportunities and threat : -3 فرصتها وتهدیدات خارجی
رویدادها وروندهاي اقتصادي ،اجتماعی ،فرهنگی ،بوم شناسی ،محیطی،سیاسی ،قانونی ،دولتی ، فن آوري ورقابتی است که می تواند به میزان زیادي در آینده به سازمان منفعت یا زیان برسانند،به عبارت دیگر فرآیند انجام دادن تحقیق وگردآوري و همگون ساختن اطلاعات خارجی رابررسی عوامل خارجی یا تجزیه وتحلیل صنعت می نامند .
برخی دیگر از فرصت ها وتهدیدها عبارت انداز:تصویب یک قانون ،عرضه محصولی جدید به وسیله یک شرکت رقیب ،کاهش ارزش پول ، بالارفتن نرخ بهره، مبارزه علیه مواد مخدر وغیره .
Internal strengths and weaknesses - 4 نقاط قوت وضعف داخلی :
در زمره فعالیتهاي قابل کنترل سازمان بوده که ضروري است مدیریت استراتژیک این نقاط وضعف دوایر و واحدهاي سازمانی راشناسایی وآنها را ارزیابی کند وهمچنین می توان نقاط قوت وضعف شرکت را برحسب دستیابی به هدفهاي مورد نظر تعیین کرد.ازجمله فعالیتهاي داخلی می توان به واحدهاي مدیریتی ،بازاریابی ،امور مالی ،تحقیق وتوسعه ،سیستم هاي اطلاعات رایانه اي ودیگر واحدها اشاره نمود .
Long-term objectives - 5 هدفهاي بلند مدت
به صورت نتیجه هاي خاصی که سازمان می کوشد در تامین ماموریت خود به دست آورد .
منظور از دوره بلند مدت دوره اي است که بیش از یک سال بوده وازآن نظر این هدفها براي موفقیت سازمان لازم وضروري هستندکه تعیین کننده مسیر شرکت میباشند،هدفهاي بلند مدت می تواند چالشگر ،قابل سنجش ،باثبات ،معقول وروشن باشد .
-6 استراتژي ها
استراتژي ها ابزاري هستند که شرکت می تواند بدان وسیله به هدفهاي بلند مدت خود دست یابد .
استراتژي هاي شرکت می توانند به صورت گسترش دادن فعالیت در سطح جغرافیایی ، تنوع بخشیدن به فعالیت ها ، خرید شرکت هاي دیگر ، تولید و عرضه محصول ، رسوخ در بازار ، کاهش دادن هزینه ها ، فروش اقلامی از دارایی ها ، تفویض بسیاري از اختیارات و تشکیل مشارکت هاي خصوصی باشد .
Annual objectives -7 هدفهاي سالانه
هدف هاي کوتاه مدتی هستند که شرکت براي رسیدن به هدف هاي بلند باید به آنها دست یابد.هدفهاي سالانه مبنایی براي تخصیص منابع به حساب می آیند .
8 – سیاست ها
سیاست ابزاري است که بدان وسیله می توان به هدف هاي سالانه دست یافت .مقصود از سیاست ، رهنمودها،مقررات و رهنمودهایی است که شرکت براي دستیابی به هدف هاي اعلان شده رعایت می کند .
هنگام تصمیم گیري از سیاست ها به عنوان رهنمود استفاده می شودوهمچنین سیاست ها تعیین کننده شرایط روزمره و تکراري شرکت می باشند .
نکته : در صحنه اجراي استراتژي ها هدف هاي سالانه و سیاست ها از اهمیت خاصی برخوردارند و د رحالی که در تدوین استراتژي
ها هدف هاي بلند مدت از اهمیتی ویژه اي برخوردار می باشند .
الگوي مدیریت استراتژیک
فعالیتهایی که در زمینه تدوین استراتژي ها،اجرا و ارزیابی آنها به عمل می آید جنبه دائمی دارد و تنها در پایان سال یا هر
شش ماه یکبار انجام نمی شود واقعیت این است که فرآیند مدیریت استراتژیک هیچ پایانی ندارد .
مزایاي مدیریت استراتژیک
• مدیریت استراتژي به سازمان این امکان رامی دهد که به شیوه خلاق ونوآور عمل کندواین شیوه باعث ابتکار عمل در سازمان بوده وفعالیتهایش به گونه اي درآید که می تواند اعمال نفوذ کند
• به سازمان کمک می کند از روش منظم تر ،معقول تر ومنطقی تر راه ها یا گزینه هاي استراتژیک را انتخاب کندوبدین گونه استراتژي بهتري تدوین نماید.که یکی ازمنافع اصلی مدیریت استراتژیک بوده
• موجب تفاهم وتعهد هر چه بیشتر مدیران و کارکنان می شود شاید تفاهم از مهمترین منافع مدیریت استراتژیک باشد که تعهد پس از آن قرار می گیرد .
• وهمچنین یکی ازمنافع بزرگ مدیریت استراتژیک موجب میشود فرصتی به دست آید تا به کارکنان تفویض اختیار شود .
ارتباطات کلید اصلی موفقیت استراتژیک است
ارزیابی استراتژي اجراي استراتژي ها تدوین استراتژي ها
بدترین خطایی را که استراتژیک ها می توانند مرتکب شوند این است که تنها خودشان برنامه هاي استراتژیک را تدوین نمایند و سپس براي اجرا آنها را به مدیران عملیاتی ارائه کنند .
کلید موفقیت استراتژي ها این است که افراد خود را مالک آنها بدانند که در آن صورت د رصحنه اجرا از هیچ کوششی فروگذار نخواهند کرد . مشارکت موجب افزایش تعهد می گردد .
اصول اخلاقی و مدیریت استراتژیک
اصول راهنما در سازمان که رهنمود هایی براي تصمیم گیري و رفتارها خواهد بود.در سازمان اصول اخلاقی خوب از پیش شرط هاي مدیریت استراتژیک خوب است .
نتیجه تحقیقی نشان دهنده این امر است که مصرف کنندگان چنین می پندارند که شرکت هاي ژاپنی در مقایسه با شرکتهاي آمریکایی بیشتر پایبند اصول اخلاقی می باشند .
مقایسه استراتژي در سازمانهاي تجاري و نظامی
بدیهی است،تفاوت عمده بین استراتژي هاي یک سازمان نظامی و تجاري این است که در سازمان تجاري براي تدوین ، اجرا
و ارزیابی استراتژي ها باید اساس مفروضات را بر پایه رقابت گذاشت ، در حالی که استراتژي هاي یک واحد نظامی بر پایه
مفروضات مبتنی بر تعارض قرار دارند .

برنامه ریزی بلند مدت و برنامه ریزی کوتاه مدت: ویژگی‌ها و تفاوت‌ها

برنامه ریزی برای دستیابی به اهداف کاری کوتاه ‌مدت و بلند مدت ضروری است. این کار به شما کمک می‌کند تا برای دستیابی به اهداف سازمانی، منابع را به‌خوبی تراز کنید. با برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند ‌مدت مطمئن خواهید شد که به بالاترین سطح رضایت مشتری و بازگشت سرمایه رسیده‌اید. تفکیک اهداف شغلی شما جنبه‌ی حیاتی برنامه ‌ریزی بلند مدت و کوتاه ‌مدت است. با خواندن این مطلب، با اهداف کوتاه‌مدت و بلند‌مدت در کسب‌و‌کارآشنا خواهیدشد، تفاوت برنامه ریزی کوتاه مدت و برنامه ریزی بلند مدت و همچنین نقش برنامه‌‌های کوتاه‌مدت در رسیدن به هدف های بلند‌مدت را درک خواهید‌کرد.

جدیدترین فرصت‌های شغلی شرکت‌های معتبر را در صفحه آگهی استخدام ببینید.

اهداف تجاری کوتاه‌ مدت کدامند؟

اهداف کوتاه ‌مدت برای تحقق اهداف کاری بلندمدت ضروری هستند. شما می‌توانید اهداف مرتبط با یک‌دیگر را در بخش‌های مختلف، مانند تبلیغات و بازاریابی، انتخاب کنید و آن‌ها را بر اساس کوتاه‌مدت یا بلندمدت بودنشان جدا کنید؛ به عنوان مثال، ممکن است در نظر داشته‌باشید که بودجه‌ی تبلیغات خود را برای ۶ ماه آینده ۲ برابر کنید که هدفی بسیار کوتاه‌مدت است، اما احتمالا اثرات بلندمدتی دارد و می‌تواند به شما برای دستیابی به هدفی بلندمدت، مثل افزایش ده‌درصدی درآمد در طول ۵ سال آینده، کمک کند.

نمونه‌هایی از اهداف کوتاه‌ مدت کسب‌وکار

شما احتمالا تلاش خواهید کرد تا به طور هم‌زمان به چندین هدف کوتاه‌مدت تجاری دست پیدا کنید. برخی از این اهداف ممکن است هم‌پوشانی داشته‌باشند، در حالی که تعدادی دیگر احتمالا با یک‌دیگر بی‌ارتباط هستند.

یکی از متداول‌ترین اهداف تجاری کوتاه‌مدت، در بین انواع شرکت‌های سودآور، اولویت قرار دادن فروش و بازاریابی است. از آن‌جا که بسیاری از شرکت‌ها در این زمینه‌ها تخصصی ندارند، استفاده از منابع خارجی برای دستیابی به این هدف رایج است. نمونه‌هایی از منابع خارجی شامل ارائه‌دهندگان خدمات فروش و بازاریابی شخص ثالث و نیز فضای ابری رایگان یا مقرون‌به‌صرفه است. با وجود منابع مناسب، احتمال توسعه‌ی انواع روش‌های بازاریابی، موفقیت در کسب‌وکار و نهایتا رشد سود شرکت افزایش می‌یابد.

نمونه‌ی دیگری از هدف تجاری کوتاه‌مدت، که به دستیابی به اهداف بلندمدت کمک می‌کند، به‌کارگیری بهتر و مؤثرتر اَشکال مختلف فناوری برای گوش دادن بهتر به مشتریان است. با گوش دادن بهتر به مشتریان (هدف کوتاه‌مدت)، می‌توانید توسعه‌ی محصول خود (هدف بلندمدت) را اصلاح کنید تا میزان رضایت مشتریان بیش‌تری (هدف بلندمدت) داشته‌باشید. برای دستیابی به این هدف می‌توانید از اَشکال مختلف فناوری استفاده کنید، از جمله نظرسنجی وب‌سایت‌های دیجیتال و حضور در شبکه‌های اجتماعی به منظور تعامل با مشتریان.

اهداف تجاری میان‌مدت کدامند؟

اهداف تجاری میان‌مدت کدامند؟

پیش از تعریف برنامه ریزی بلند مدت ، باید برنامه‌ها و اهداف میان‌مدت تجاری را مورد بررسی قرار دهیم. درک اهداف تجاری میان‌مدت برای درک کامل تفاوت برنامه ریزی کوتاه مدت و برنامه ریزی بلند مدت بسیار مهم است. اهداف تجاری میان‌مدت آن‌هایی هستند که برای دستیابی به اهداف کوتاه‌مدت تجاری، به‌ صورت موقت به استراتژی بلند مدت شما کمک می‌کنند.

نمونه‌هایی از اهداف تجاری میان‌مدت

اهداف تجارت میان‌مدت به اَشکال مختلف وجود دارد.

به عنوان مثال، اگر شرکت شما با مشکلات کیفیت (کوتاه‌مدت، مشکل با اولویت بالا) روبه‌روست، می‌توانید دوره‌هایی را برای آموزش به کارکنان برگزار کنید. در حال حاضر، این دوره‌ها مسئله را برطرف می‌کنند، اما شما در نظر دارید که با استفاده از راه‌حل جامع‌تری مطمئن شوید که مسئله‌ی کیفیت به عنوان مشکلی بلندمدت نخواهد بود. حل مسئله به صورت موقتی هدف میان‌مدت کسب‌وکارها و دوره‌های آموزشی است.

مثال دیگر از هدف تجاری میان‌مدت تعمیر بخشی از تجهیزات خراب است (مشکل کوتاه‌مدت با اولویت بالا). شما برای اطمینان از دستیابی به سطوح بالای بهره وری، اقدامی کرده‌اید (دستگاه را تعمیر کرده‌اید)؛ با این حال، این مشکل به طور دائمی برطرف نمی‌شود؛ در عوض، سرمایه‌گذاری در قرارداد خدمات به عنوان راه‌حلی بلندمدت عمل می‌کند، زیرا احتمال خرابی مجدد دستگاه را کاهش می‌دهد.

اهداف تجاری بلند‌مدت کدامند؟

اهداف بلندمدت اهدافی هستند که از نظر ماهیت خود بر جهت‌گیری کلی شرکت تأثیر می‌گذارند. به طور کلی، توانایی دستیابی به اهداف بلندمدت، بازتابی واقعی از میزان مطابقت کارمندان سطوح بالا با مأموریت شرکت است. اهداف بلندمدت بسیار راهبردی و اغلب به دنبال رفع مشکلات به صورت دائمی هستند تا افراد بدانند که شرکت می‌تواند حداکثر توان‌مندی را داشته‌‌باشد. در دستیابی به اهداف بلندمدت برنامه‌ریزی‌های بسیاری انجام شده‌اند، زیرا تمام جنبه‌های شرکت را، از جمله عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، در نظر می‌گیرد.

نمونه‌هایی از اهداف تجاری بلندمدت

نمونه‌ای از هدف بلندمدت کسب‌وکار این است که در ۵ سال آینده درآمد خود را ۳ برابر کنید. شما برای تحقق این هدف بلند مدت، اهداف کوتاه‌مدتی را تعیین خواهید کرد. نمونه‌هایی از اهداف کوتاه‌ مدت که برای دستیابی به این هدف بلند مدت می‌توانید تعیین کنید، عبارت‌‌اند از:

  • برای کمک در تعیین روندهای ضروری خرید مشتری، به مدت ۱۲ ماه با یک مشاور تبلیغاتی قرارداد بسته‌اید؛
  • ایده‌های طوفان فکری برای روش‌های جدید تبلیغات؛
  • استفاده از تحقیقات خود برای طراحی کمپین‌های تبلیغاتی جدید.

نمونه‌ی دیگری از هدف تجاری بلند مدت، دستیابی به بالاترین حد رضایت مشتری و همیشگی بودن آن است. شما برای دستیابی به این هدف، اهداف کوتاه‌مدتی مانند طراحی مجدد سیاست‌های خدمات مشتری را، جمع‌آوری بازخورد مشتری و اجرای برنامه‌ی وفاداری به مشتری، تعیین می‌کنید. همان طور که می‌بینید، همه‌ی اهداف بلندمدت فقط در صورت دستیابی به اهداف کوتاه‌مدت، دست‌یافتنی هستند.

مأموریت شما، چگونه از برنامه ریزی بلند مدت و برنامه ریزی کوتاه مدت پشتیبانی می‌کند؟

مأموریت شما، چگونه از برنامه ریزی بلند مدت و برنامه ریزی کوتاه مدت پشتیبانی می‌کند؟

بیانیه‌ی مأموریت یک شرکت، که اهداف و ارزش‌های اصلی آن را برجسته می‌کند، عنصر اساسی برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و بلندمدت مؤثر است. اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت برای کمک به شما در دستیابی به این مأموریت نقش مشخصی دارند. علاوه بر تنظیم مأموریت روشن و هدف‌مند، شما باید اقدامات بلندمدت را نیز در برنامه‌ی خود قرار دهید تا مطمئن شوید که تا زمان فعالیت شرکت، مأموریت در کل سازمان تفهیم شده‌است.

هنگامی که اهداف کوتاه‌مدت و بلند‌مدت را از یک‌دیگر جدا می‌کنید، خواهید دید که افراد چگونه از مأموریت شما پشتیبانی می‌کنند؛ هم‌چنین، در نظر می‌گیرید که امروز شرکت در چه جایگاهی قرار دارد و در طول ۱۵ تا ۲۰ سال آینده می‌خواهید کجا باشد. این همان چیزی است که به شما امکان می‌دهد تا اهداف بلندمدت واقع‌بینانه‌ای را تعیین کنید. به طور کلی، دستیابی به اهداف بلندمدت حدود ۵ تا ۱۵ سال به طول می‌انجامد.

اهداف اسمارت (SMART) چیست؟

زمانی دستیابی به اهداف ساده‌تر می‌شود که به صورت اسمارت باشند، یعنی:

  • خاص؛
  • سنجش‌پذیر؛
  • دست‌یافتنی؛
  • مرتبط و واقع‌بینانه؛
  • زمان‌بندی‌شده.

با اهداف smart همه با هم اتفاق نظر دارند؛ زیرا اهداف کاملا مشخص و تعریف‌شده هستند. از آن‌جا که این اهداف سنجش‌پذیر هستند، مهم است که معیارها را به‌درستی تعیین کنید تا مطمئن شوید که توانایی تحقق بخشیدن به اهداف خود را دارید. شما می‌توانید از اهداف اسمارت برای برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و بلندمدت استفاده کنید. مانند هر هدفی، اهداف اسمارت نیز باید به مأموریت شرکت شما کمک کنند.

استفاده از اهداف SMART برای برنامه ریزی بلند مدت و برنامه ریزی کوتاه مدت

بیایید به مثالی در استفاده از اهداف اسمارت برای برنامه ‌ریزی کوتاه ‌مدت و بلند مدت نگاهی بیندازیم.

مأموریت: یک شرکت را در نظر بگیرید که خدمات سرویس‌دهی تماس مشتری در صنایع مختلف را به‌ عهده دارد. با ارائه‌ی تجربه‌ا‌ی یک‌پارچه از مشتری در چندین کانال، به افراد کمک می‌کننند تا میزان رضایت مشتری را افزایش دهند، در حالی که میزان تولید گاز کربن آن‌ها نیز کاهش می‌یابد.

اهداف بلند مدت

  • دفاتر مرکز تماس متعددی را افتتاح کنید؛
  • از اَشکال مختلف فناوری سبز برای ایجاد تجربه‌های یک‌پارچه‌ی مشتری استفاده کنید؛
  • برای بررسی خواسته‌ها و نیازهای مشتری با ارائه‌دهندگان خدمات مختلف همکاری کنید؛
  • برای تأمین مشتریان جدید، روش‌های بازاریابی بلندمدت را به کار ببرید.

برنامه ریزی کوتاه مدت

اکنون که اهداف بلندمدت شما محقق شده‌اند، باید از برنامه‌ ریزی کوتاه ‌مدت برای تحقق بخشیدن به اهدافتان استفاده کنید. وظایفی که برای دستیابی به اهداف بلند‌مدت خود تعیین کرده‌اید، برنامه‌های کوتاه‌مدت شما را تعیین می‌کنند. با توجه به این نکته، ضروری است که ویژگی‌هایی را که برای دستیابی به اهداف بلندمدت نیاز دارید، مشخص کنید.

به عنوان مثال، شما برای افتتاح دفاتر مرکز تماس متعدد به فردی نیاز دارید که مسئول برنامه‌ریزی و بودجه باشد. این امر به شما امکان می‌دهد تا املاک خود را به دست آورید و تمام جنبه‌های ساختاری را در اختیار داشته‌باشید. به منظور استفاده از اَشکال مختلف فناوری سبز برای ارائه‌ی تجربه‌ا‌ی یک‌پارچه از مشتری، شما به شخصی نیاز دارید که مسئولیت مدیریت مرکز تماس باشد. این شخص می‌تواند طرحی را ارائه دهد که فناوری‌هایی را که برای استفاده از مراکز تماس از آن‌ها استفاده می‌کنید، مشخص کند؛ هم‌چنین، می‌تواند مسئولیت همکاری با ارائه‌دهندگان خدمات مختلف را بررسی کند و تنظیم خواسته‌های مشتری را به عهده بگیرد.

علاوه بر این، شما به یک مسئول استخدام برای نمایندگان نیاز دارید. این فرد می‌تواند برنامه‌هایی را به منظور جمع‌آوری بودجه‌ی لازم برای جذب نمایندگان باکیفیت تهیه کند. از آن‌جا که می‌دانید برای دستیابی به اهداف بلند‌مدت خود به کدام کارکردها نیاز دارید، می‌توانید برنامه‌های کوتاه‌مدت خود را، که آن‌ها را در بر می‌گیرد، لیست کنید:

  • برنامه‌ریزی؛
  • منابع مالی؛
  • استخدام نماینده؛
  • مدیریت مرکز تماس؛
  • مدیریت حسابداری.

اهداف اسمارت شما مشخص می‌کنند که هر شخص مسئول انجام چه کاری است و این افراد چگونه در دستیابی به اهداف و اجرای برنامه ریزی بلند مدت شرکت به شما کمک می‌کنند. از آن‌جا که اهداف اسمارت سنجش‌پذیر هستند، شما باید بازه‌ی‌ زمانی‌ای را تعیین کنید که در آن هریک از طرفین مسئول به اهداف خود برسند؛ به عنوان مثال، از آن‌جا که شما برای افتتاح دفاتر مرکز تماس تلفنی هدف بلندمدت دارید، اهداف کوتاه‌مدت شما، که از آن پشتیبانی می‌کنند، چیزی شبیه به این خواهد بود:

  • سوزی رینا: حداقل تعداد وجوه خود را تا ۱۵ آگوست ۲۰۲۰ جمع کنید؛
  • بیلی گلدن: مشارکت با یک آژانس املاک برای خرید یا اجاره مِلک در مدت ۳۰ روز؛
  • تیمی گری‌سون: نمایندگان را تا ۲۰ دسامبر ۲۰۲۰ استخدام می‌کند؛
  • پنی لایونزدل: افتتاحیه‌ی بزرگ در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۱.

چطور با برنامه ‌ریزی کوتاه ‌مدت و بلند مدت به اهداف تجاری خود برسید؟

چطور با برنامه ‌ریزی کوتاه ‌مدت و بلند مدت به اهداف تجاری خود برسید؟

برنامه‌ ریزی کوتاه ‌مدت شما موقت و انعطاف‌پذیر هستند، و از طرف دیگر، برنامه‌ ریزی طولانی ‌مدتتان از پیش تعیین‌شده است؛ به عنوان مثال، برای این‌که ظرف ۵ سال آینده فروش خود را ۲ برابر کنید، یک برنامه ریزی بلند مدت دارید. این طرح تغییر نمی‌کند، اما برنامه‌های کوتاه ‌مدتی که برای تحقق بخشیدن به اهداف بلندمدت تنظیم می‌کنید، احتمالا تغییر خواهند کرد. برای رسیدن به اهداف بلندمدت، از روش‌های مختلفی استفاده خواهید کرد.

تفاوت چشم‌گیر دیگر بین برنامه‌ ریزی کوتاه ‌مدت و بلند مدت این است که اهداف بلندمدت به طور مستقیم بر جهت‌گیری شرکت تأثیر می‌گذارند. در واقع، شما برنامه‌ی بلندمدتی دارید که می‌توانید طی ۷ سال آینده، میزان رضایت مشتری را به ۹۹٪ برسانید؛ این هدف تأثیر بسزایی در تمام جنبه‌های شرکت خواهد داشت.

برخی از برنامه‌ های کوتاه‌ مدت ، که برای رسیدن به این هدف آن‌ها را تنظیم کرده‌اید، چنین اثرات ماندگاری ندارند. در حقیقت، برخی از آن‌ها ممکن است تأثیرات منفی نیز داشته‌باشند و به همین دلیل، برنامه ‌های کوتاه‌ مدت سنگین نیستند؛ شما در هر زمان می‌توانید آن‌ها را رها کنید و برنامه‌های مناسب‌تری را جایگزینشان کنید که کمکتان کنند تا به طور کارآمدتری به اهداف بلندمدت خود دست یابید.

در این‌جا مروری کلی از یک راهبرد را آورده‌ایم که می‌تواند شامل برنامه ‌ریزی کوتاه‌ مدت و بلند مدت برای دستیابی به هدف بلندمدت افزایش رضایت مشتری تا ۹۹٪ طی ۷ سال آینده باشد.

برنامه‌ی بلند مدت: ۳ روش جدید را برای خدمات مشتری تعیین کنید تا طی ۷ سال آینده به ۹۹٪ رضایت مشتری برسید.

برنامه‌های کوتاه‌ مدت:

  • به مدت ۱ سال، ربات‌های چت را در شبکه‌های اجتماعی مستقر کنید؛
  • به مدت ۱ سال، ربات‌های چت را در وب‌سایتتان مستقر کنید؛
  • به مدت ۱ سال، دپارتمان خدمات ایمیل به مشتری را تأسیس کنید؛
  • به مدت ۱ سال، گزینه‌ی خدمات مشتری را از طریق پیام‌رسان فیسبوک توسعه دهید؛
  • به مدت ۱ سال، انجمن بازخورد مشتری را ارائه دهید؛
  • به مدت ۱ سال، پایگاه دانش خودآگاهی را تشکیل دهید؛
  • به مدت ۱ سال، از ابزارک صفحه استفاده کنید؛
  • در طول ۱ سال، اثربخشی روش را اندازه‌گیری کنید؛
  • برای ۲ سال، ۵ روش برتر را به‌ کار بگیرید؛
  • برای ۲ سال، ۴ روش برتر را به‌ کار بگیرید؛
  • برای ۲ سال، ۳ روش برتر را به‌ کار بگیرید.

همان طور که مشاهده می‌کنید، در بخش‌های مختلف برنامه‌ی ۷ساله، شما روش‌هایی را که به هدف بلندمدتتان کمک نمی‌کنند، از بین می‌برید؛ با وجود این، برنامه ‌ی بلند مدت شما ثابت است.

برنامه ریزی بلند مدت شما بر اساس دستاوردهایی است که از طریق برنامه ‌ریزی کوتاه ‌مدت آن‌ها را کسب می‌کنید. معیارهای اصلی در طی برنامه ‌ریزی کوتاه‌ مدت و بلندمدت تعیین می‌شوند. این موضوع به شما امکان می‌دهد که برنامه‌های خود را بر این اساس اصلاح کنید تا مطمئن شوید که اهداف بلندمدت خود را برآورده می‌کنید.

شما می‌توانید تمام اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدتی را که می‌خواهید، تعیین کنید، اما کلید دستیابی به آن‌ها «برنامه ‌ریزی» است. حتی با تمام انگیزه‌های موجود، رسیدن به اهدافتان بسیار بعید است، مگر این‌که برنامه‌ی خوبی داشته‌باشید. اگر به طور تصادفی و بدون هیچ برنامه ‌ریزی خاصی به‌ آن‌ها دست یابید، احتمالا با حداقل کارایی و اثربخشی به آن‌ها رسیده‌اید. با توجه به این نکته و درک کامل تفاوت برنامه ریزی کوتاه مدت و برنامه ریزی بلند مدت ، همیشه برای رسیدن به اهداف خود از برنامه ‌ریزی کوتاه ‌مدت و بلند مدت استفاده کنید.

استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات

همیشه داشتن یه استراتژی مناسب احتمال موفقیت رو به میزان چشمگیری افزایش میده. برای همینه که بزرگان مدیریت داشتن استراتژی رو یکی از اجزای حیاتی هر کسب و کار و سرمایه گذاری میدونن. معامله توی بازار ارزهای دیجیتال هم از این قاعده مستثنی نیست. قطعا داشتن یه استراژی مدیریت سرمایه گذاری در این زمینه میتونه بهتون کمک کنه که سود های خیلی خوبی کسب کنید.

استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات به باید ها و نباید هایی و برنامه هایی گفته میشه که سرمایه گذار واسه خودش مشخص میکنه. داشتن استراتژی باعث میشه که امکان کسب سود به حد اکثر برسه، و ریسک در مدیریت سرمایه و معاملاتی که انجام میشه به میزان چشمگیری کاهش پیدا بکنه.

اگر علاقمند به دونستن در مورد انواع استراژی های مختلف توی بازار ارزهای دیجیتال هستین با ما همراه باشین.

اهمیت مدیریت سرمایه در معاملات ارز دیجیتال

اهمیت مدیریت سرمایه در معاملات ارز دیجیتال

قبل از اینکه استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات ارزهای دیجیتال رو براتون معرفی کنیم، در این قسمت درمورد اهمیت مدیریت کردن سرمایه و داشتن یه استراتژی خوب مطالبی رو ارائه خواهیم کرد.

توی معاملات ارز دیجیتال مدیریت سرمایه به این معنی هست که چطوری و به چه طریقی سرمایه و پولی رو که میخوایم در بازار ارزهای دیجیتال سرمایه گذاری کنیم. در واقع به پروسه بودجه بندی و راه های خرج کردن سرمایه واسه خرید ارزهای دیجیتال مدیریت سرمایه گفته استراتژی بلند مدت میشه. اگه که مدیریت سرمایه توسط معامله گر با راهبرد یا شیوه خاصی که از قبل تعیین شده انجام بشه میگیم که این معامله گر دارای استراتژی هست.

امروزه استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات یکی از مهم ترین بحث ها توی بازار ارزهای دیجیتال هست، چون که این بازار خیلی متلاطم هست و معامله گر اگه بلد نباشه چطوری سرمایشو مدیریت بکنه و یا اگه یک استراتژی قوی واسه خودش نداشته باشه حتما ضرر خواهد کرد، و این امکان وجود داره کل سرمایش یک جا از دست بره.

با توجه به این که مدیریت سرمایه در بازار ارز های دیجیتال یه بحث تخصصی هست، نمیشه که برای همه یک نسخه واحد واسه نحوه مدیریت سرمایشون مشخص کرد. این سرمایه گذار هستش که باید مهارت های لازم رو در این زمینه کسب بکنه، و با توجه به میزان سرمایه ای که داره و وضعیت بازار با انتخاب یه استراتژی مناسب معاملات خودشو انجام بده.

یک سرمایه گذار اگه که با استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات آشنا باشه با اصول روانشناسی پول و روانشناسی بازار هم آشنا خواهد بود. این شخص میتونه که بازار ها و موقعیت های پر سود رو شناسایی کنه، و بازار در هر شرایطی که باشه قادر خواهد بود راه خودش رو بره و سود کسب کنه.

در ادامه مهم ترین استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات ارزهای دیجیتال رو خدمتتون معرفی میکنیم.

بهترین استراتژی های مدیریت سرمایه

از پراستفاده ترین استراتژی های مدیریت سرمایه توی بازار ارزهای دیجیتال که تونستن محبوبیت بالایی در بین سرمایه گذارها پیدا کنن میتونیم به موارد زیر اشاره کنیم.

• سبد سرمایه گذاری متنوع

با توجه به این که بازار ارزهای دیجیتال نوسان های پرتلاطمی داره، به طبع ریسک معامله و سرمایه گذاری هم در این بازارها بالاست. یکی از بهترین استراتژی های مدیریت سرمایه توی این شرایط این هست که معامله گر یا سرمایه گذار سبد متنوع و مختلفی رو برای خرج کردن پولش انتخاب کنه و همه تخم مرغ هاش رو توی یک سبد نزاره.

سبد سرمایه گذاری

مثلا معامله گر میتونه درصد مشخصی از سرمایه شو انتخاب کنه و اون مقدار رو برای هولد کردن اختصاص بده، یا میتونه درصد دیگه از سرمایشو به معاملات کوتا مدت اختصاص بده. همچنین موقع خرید رمز ارز ها به جای خرید یک ارز دیجیتال میتونه چند تا ارز دیجیتال مختلف رو خریداری بکنه، و از طریق این متنوع سازی ریسکش رو کاهش بده.

هرچند که متنوع سازی هرچقدر بیشتر باشه ریسک به میزان چشمگیری کاهش پیدا میکنه، ولی از طرفی این استراتژی معایب خاص خودشو هم داره. اگه متنوع سازی بیش از حد انجام بشه امکان کسب سود هم به مقدار خیلی زیادی پایین میاد، و معامله گر نمیتونه به مقدار مناسب سود کسب کنه. از عیب های دیگه این روش اینه که باعث از دست رفتن تمرکز معامله گر میشه، و معامله گر با صرف زمان بالا برای مدیریت دارایی های متنوع فرصت این رو که بتونه وضعیت های سود آور رو سریع شناسایی بکنه از دست میده.

یکی دیگه از معایب این روش اینه که متنوع سازی به خاطر این که باعث میشه معامله گر معاملات بیشتری انجام بده هزینه های بیشتری هم داره چون که موقع انجام هر معامله میزان مشخصی کارمزد کسر میشه.

اما با این حال باز هم توصیه متخصصان مدیریت مالی واسه مدیریت سرمایه اینه که همیشه سعی کنید کمی از سبد سرمایه گذاریتون رو متنوع کنید، تا موقع ضرر کردن یک دارایی تون به خاطر اتفاقات غیر منتظره، دارایی های دیگتون این ضرر رو جبران کنن و میزان زیانتون زیاد سنگین نباشه.

• در نظر گرفتن بازه زمانی

شما برای مدیریت سرمایتون چه توی بازار رمزارزها و چه توی بازارهای مالی دیگه باید یه بازه زمانی در نظر بگیرید. این بازه میتونه کوتاه مدت و یا بلند مدت باشه. استفاده از بازه زمانی توی مدیریت سرمایه باعث میشه میزان استهلاک پولتون کاهش پیدا بکنه.

مثلا شاید شما یک معامله بکنید و توی یک سال 30 درصد سود کنید. در حالی که اگه بازه زمانی کوتاه تری مثل سه ماه واسه کسب سود 30 درصد در نظر میگرفتین، اجازه نمیدادین سرمایتون به مدت یک سال با یه بازه سود دهی خیلی پایین توی این وضعیت بمونه.

یا مثلا ممکنه از انتشار اخبار یه رمزارز خاص شما این طوری تحلیل کنید که تا 5 سال آینده ارزش این ارز دیجیتال به شدت افزایش پیدا میکنه، و تصمیم بگیرید مقدار مشخصی از سرمایتون رو به مدت پنج سال برای خرید و نگه داری این رمزارز اختصاص بدین؛ و بعد از پنج سال به قدری سود کنید که ارزش پولتون چندین برابر بشه.

در کل اگه بدونید که توی چه بازه زمانی (کوتاه مدت یا بلند مدت) تمایل دارید که معامله و یا سرمایه گذاری کنید، باعث میشه چشم انداز واضحی نسبت به خرید و فروش هایی که انجام میدین داشته باشین، و موقعی که جزو بازار هیجانی شد؛ با داشتن این استراتژی شما جز اون دسته ای خواهید بود که هیجانی عمل نمیکنن.

مدیریت منفعل

• مدیریت منفعل

توی استراتژی مدیریت منفعل سرمایه گذار میاد و با توجه به تحلیل هایی که انجام داده یک پرتفوی سرمایه گذاری برای خودش ایجاد میکنه، و بر این اساس یه سبد دارایی تشکیل میده. بعد از این که سبد دارایی تشکیل شد، سرمایه گذار مدیریت فعالی روی پورتفو نداره، و بیشتر روی این دارایی ها نظارت میکنه. تنها کاری که این مدل سرمایه گذارها میکنن اینه که با منفعل بودن منتظر میشن، تا بتونن سود مورد نظر خودشون. توی یه زمان مناسب کسب کنن.

این روش به دلیل این که زیاد پویا نیست، و سرمایه گذار نیازی نمیبینه فعالانه سبد دارایی هاشو مدیریت که و معاملات متعددی انجام بده؛ هزینه و کارمزد خیلی پایینی نسبت به روش فعال داره.

البته این روش هم معایبی داره، که از جمله مهم ترین اون ها میتونه این باشه، که با مدیریت منفعل این امکان بوجود میاد که حد ضرر توی معاملات به میزان بالایی افزایش پیدا بکنه.

• مدیریت فعال

توی این روش سرمایه گذار بعد از تشکیل دادن پرتفوی سرمایه گذاری فعالانه اونو مدیریت میکنه. اگه دارایی که توی سبدش وجود داره زیان ده باشه، سعی میکنه هرچه سریع تر اون رو با یه دارایی ارزشمند جایگزین کنه؛ و با تعیین حد ضرر همیشه سعی میکنه از زیان بالا جلوگیری کنه. سرمایه گذار با انجام معاملات متعدد و با رویکرد مدیریت فعالانه سعی میکنه تا جایی که امکانش هست میزان کسب سود و بازده رو افزایش بده.

از مزیت های این روش اینه که سرمایه گذار از این طریق میتونه سود بالایی توی مدت زمان کوتاه تری کسب کنه، اما به خاطر تعداد معاملات بالا باید کارمز بیشتری هم پرداخت کنه.

از جمله کسایی که از این استراتژی مدیریت سرمایه استفاده میکنن میتونیم به جرج سوروس مدیر صندوق سرمایه گذاری کوانتوم اشاره کنیم. جرج سوروس توی کتابش به اسم سرمایه داری علیه سرمایه داری گفته که بعضی روز ها برای مدیریت سبد سرمایه گذاریش به قدری وقت میزاشت و توی مدیریت اون فعال بود که بعد از اتمام ساعات کاری دچار دردهای عضلانی شدیدی به خاطر نداشتن تحرک و نشستن پشت میز به مدت طولانی میشد.

استراتژی ترکیبی

• استراتژی های ترکیبی

استراژی ترکیبی به روش های مدیریت سرمایه از طریق ترکیب کردن چند تا استراتژی های مختلف باهم دیگه گفته میشه. برای مثال ممکنه که استراتژی متنوع سازی در یک بازه زمانی کوتاه مدت و با روش مدیریت فعال ترکیب بشه، و از این طریق یه استراتژی ترکیبی به وجود میاد.

استراتژی های ترکیبی باعث میشن توی بازار های پیچیده و پر ریسک سرمایه گذار بتونه با کارایی بالایی عمل بکنه. اما گاهی اوقات به دلیل ترکیب بیش از حد استراتژی های مختلف باهم دیگه خود این رویکرد باعث به وجود اومدن و ایجاد پیچیدگی بیش از حد میشه، که ممکنه باعث ایجاد سردرگمی واسه سرمایه گذار بشه.

• برون سپاری

امروزه از برون سپاری به عنوا یکی از دیگه از استراتژی های مدیرت سرمایه یاد میشه به این دلیل که مدیریت دارایی و علم فایننس یک مبحث تخصی هست شاید همه افراد نتونن توانایی لازم رو در این زمینه پیدا بکنن و یا اصلا به دلیل مشغله بالا زمان کافی برای یادگیری تخصصی در این مورد رو نداشته باشن.

به همین دلیل واگذاری مدیریت سرمایه واسه انجام معامات متعدد به یک شخص متخصص و حرفه ای میتونه به میزان چشمگیری امکان خطا و اشتباه رو کاهش بده، و همچنین به همون میزان امکان کسب سود رو هم افزایش میده.

این روش در بین معامله گران ارز دیجیتال طرفدارای خاص خودش رو داره به طوری که جدیدا صندوق ها مدیریت سرمایه ای به وجود اومدن که این کار رو برای مشتری هاشون به نحو احسن انجام میدن. این صندوق ها معامله گرهای حرفه ای دارن، که میتونن سودهای خیلی خوبی کسب کنن؛ و توی این سودها با صاحبان سرمایه شریک میشن.

نکته ای که در این جا لازمه بهش توجه کنید، اینه که قبل از توافق واسه معامله با اینگونه افراد و شرکت ها برای مدیریت سرمایه تون، اعتبارشون رو به طور دقیق برسی بکنید. چون ممکنه که به راحتی توی دام اسکمرها (کلاه بردارها) گرفتار بشین و پولتون از دست بره.

• روش های تهاجمی

بعضی افراد به سود های کم قانع نیستن، و دوست دارن که درصد بالایی سود در زمان کوتاه کسب کنن. روش های تهاجمی مجموعه ای از استرتژی ها و روش های کوتاه مدت و داینامیکی مدیریت سرمایه هستن، که در اون سرمایه گذار به جای حفظ سرمایه اش و کسب سود توی بلند مدت تمایل داره اونو توی معاملات به گردش بندازه؛ و با روش های حساب شده ای سود کسب کنه.

در واقع فلسفه این استراتژی به این صوت هست که به جای راکد گذاشتن سرمایه و یا منتظر سودهای بلند مدت موندن سرمایه گذار میاد معاملاتی رو انجام میده که ارزش سرمایه اش توی کوتاه ترین زمان ممکن به بیشترین حد برسه. این روش اگر همراه با آگاهی کافی نباشه به شدت میتونه که آسیب زننده باشه، و به قدری پر ریسک هست که باعث میشه توی مدت کوتاهی همه سرمایه شخص از دستش بره.

برای مثال توی بازار رمز ارزها وقتی یک کوین جدید قراره عرضه بشه، ممکنه از همون اول مشخص باشه بازدهی چندانی نداره؛ و ارزش خریدن نداشته باشه. با این حال یه سری میان بعد از این که این ارز دیجتال توی بازار عرضه شد، میخرنش و بعد از این که دیدن داره رشد میکنه سریع میفروشنش که باعث میشه سود کسب کنن.

همون طور که گفتیم استفاده از روش های تهاجمی با این که ریسک بالایی داره ولی باعث میشه که سرمایه گذار توی مدت زمان خیلی کوتاهی بتونه سود کسب کنه.

• تعیین ضریب ریسک

اگه شما توی سرمایه گذاری که قصد انجامشو دارین بیاین و میزان ریسکشو مشخص کنید، میتونید به راحتی تصمیم بگیرید که سرمایه گذاریتون ارزش هزینه کردن داره یا نه. تعیین کردن مقدار ریسک یه استراتژی مهم توی مبحث مدیریت سرمایه هست، و در اکثر موارد موفقیت و شکست یه سرمایه گذاری یا معامله با این موضع رابطه مستقیم و تنگاتنگی داره.

برون سپاری

تعیین کردن ضریب ریسک توی معاملات میتونه سرعت تصمیم گیری رو افزایش بده و باعث افزایش سرعت عمل و تمرکز معامله گر بشه. سرمایه گذار به این دلیل که میدونه تا چه مقداری میتونه ریسک کنه به راحتی موقعیت هایی رو که ضریب ریسکشون بالاست نادیده میگیره و توی پوزیشن هاییی متمرکز میشه که میتونه براش سود آور باشه.

اما بعضی ها هم بر این عقیده هستن که ضریب ریسک چیزی نیست که بشه به این راحتی مشخصش کرد، و بینهات متغیر در دنیای واقعی وجود داره که حتی وجودشون به فکر ما هم نمیرسه؛ چه برسه به این که بخوایم این متغیر ها رو به صورت فرمول در بیاریم و توی معاملاتمون استفاده کنیم.

توی بازار ارز های دیجیتال تعیین کردن ضریب ریسک همیشه میتونه کمک کننده باشه چون که باعث میشه شتاب زده عمل نکنیم و توی پوزیشن هایی اقدام به خرید و فروش کنیم که میدونیم ریسک معقولی برامون داره.

• استراتژی تقلید

به عنوان آخرین مورد میخوایم به استراتژی تقلید به عنوان یکی دیگه از استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات اشاره بکنیم. توی این استراتژی سرمایه گذار معامله گرهای دیگه رو در نظر میگیره و رفتارشون رو کاملا تحلیل میکنه و از این طریق موفق میشه به روش های جدیدی دست پیدا کنه، که براش سود آور هستن و از این متد ها و روش های جدید واسه مدیریت سرمایه اش و معامله های جدیدی که میخواد انجام بده استفاده میکنه.

ضریب ریسک

به عنوان مثال وارن بافت تکنیک هایی که بنجامین گراهام از اون ها برای مدیریت کردن دارایی مشتری هاش استفاده میکرد رو کاملا یاد گرفت، و از این روش ها توی مدیریت سرمایه و معاملات شخصی خودش استفاده کرد؛ و از این طریق تونست سرمایه زیادی بدست بیاره. وارن بافت اکثرا به این موضوع توی مصاحبه هاش کرده، و بارها گفته موفقیتی رو که الان داره مدیون بنجامین گراهام هست.

توی بازار رمزارز ها هم استفاده از این روش میتونه کارایی خیلی خوبی داشته باشه. شما با شناسایی معامله گر های حرفه ای و تحلیل رفتار اون ها میتونید متوجه بشید که این افراد سرمایشون رو به چه طریقی مدیریت میکنن، و چه روش هایی رو توی معاملات خودشون استفاده میکنن. این نوع تحلیل ها توی دنیای بازارهای مالی به قدری رایجه که گاها باعث کشف استراتژی های پرکاربرد تر و جدید تری میشه.

کاربرد استراتژی های مدیرت سرمایه

وقتی که از استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات ارزهای دیجیتال صحبت میکنیم دو هدف اصلی مطرح میشه، کاهش ریسک؛ و افزایش سود. وقتی که بدونید سرمایه ای که توی دستتون هست رو چطوری واسه معاملات مختلف بودجه بندی و مدیریت کنید، و برای این کار استراتژی تعیین کنید؛ احتمال موفقیتتون حتی توی بدترین شرایط هم افزایش پیدا میکنه.

همچنین به دلیل این که ریسکتون رو به روش های کاربردی یاد میگیرین که چطوری مدیریت کنید، در شرایطی که دیگران ضرر میکنن شما فقط ممکنه سودتون سربه سر بشه؛ و یا فقط درصد افزایش سودتون کمی کاهش پیدا کنه.

بهتون توصیه میکنیم که بحث مدیریت سرمایه رو اگر واقعا علاقمند به انجام فعالیت حرفه ای توی بازارهای مالی هستین کامل و اصولی یاد بگیرین. چون اگه ندونید با چه استراتژی میخواین سرمایه تون رو واسه انجام دادن معاملات مختلف مدیریت کنید، به احتمال بالا نخواهید تونست در این زمینه مخصوصا توی بازار ارزهای دیجیتال موفقیت چندانی کسب کنید.

کلام پایانی

امیدواریم مطالبی که مطرح کردیم براتون مفید واقع شده باشه، و تونسته باشین به اهمیت استراتژی های مدیریت سرمایه در معاملات مخصوصا توی بازار ارزهای دیجیتال به طور کامل واقف بشین. شاید کسب مهارت کافی برای مدیریت سرمایه به دلیل پیچیدگی روش های علمی مدیریت ریسک و انواع روش های مدیریت سرمایه که با فرمول های ریاضی همراه هستن کمی زمانبر باشه، اما مطمئن باشید که در صورت یادگیری کامل توی بلند مدت نتیجه اش رو خواهید دید.

معاملات پوزیشن چیست؟ کسب سود در بلند مدت

معاملات پوزیشن (استراتژی بلند مدت position trading) یک راه فوق‌العاده برای معامله در بازارها بدون صرف زمان زیاد است. از بین انواع معاملات، معاملات پوزیشن دارای طولانی‌ترین زمان باز ماندن پوزیشن معاملاتی است. در نتیجه، پتانسیل سود آن بیشتر بوده، اما ریسک آن نیز بیشتر است.

تاریخ مملو از نمونه‌های معروف تریدرهای بزرگی است که با اجرای استراتژی‌های معاملات پوزیشن ثروتمند شده‌اند. به عنوان مثال، جو راس (Joe Ross) طولانی‌ترین نمونه از معاملات پوزیشن را به مدت تقریباً ده سال (از ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۰) ثبت کرده است. این سرمایه‌گذار، پوزیشن بلندمدتی را در شاخص S&P 500 باز کرد که برای مدت طولانی آن را حفظ کرده بود. وی این پوزیشن معاملاتی را با سود ۱۶ میلیون دلاری بست.

پوزیشن گرفتن در معاملات چیست؟

در بازارهای مالی، زمانی که یک تریدر یک دارایی را با یک سفارش خرید (long) خریداری کرده یا زمانی که فروش استقراضی (short) انجام می‌دهد، در واقع یک پوزیشن معاملاتی «باز» کرده است. زمانی که تریدر دارایی خریداری شده را بفروشد یا به فروش استقراضی پایان دهد، این پوزیشن «بسته» می‌شود. این مفهوم گرفتن یک پوزیشن است که نام آن را به معاملات پوزیشن داده‌اند. معاملات پوزیشن در تمام بازارهای مالی از جمله فارکس، بازار سهام، کالا، شاخص‌ها و ارزهای دیجیتال مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بگذارید یک مثال را در بازار ارزهای دیجیتال بررسی کنیم.

پوزیشن لانگ بیت کوین = خرید جفت ارز BTC/USDT

پوزیشن شرت بیت کوین = فروش جفت ارز BTC/USDT

مفهوم پوزیشن لانگ و شرت در معاملات پوزیشن

پوزیشن لانگ و شرت که نام معاملات پوزیشن از آن گرفته شده است

جفت ارز مربوطه به جای USDT می‌تواند هر یک از ارزهای دیجیتال ارائه شده در صرافی مربوطه باشد. گرفتن پوزیشن در بازار با زمانی قابل مقایسه است که کسی در مورد یک موضوع اجتماعی موضع می‌گیرد. این همان مفهوم معاملات پوزیشن است؛ موضع‌گیری در مورد اینکه آیا یک بازار برای چند هفته یا ماه آینده صعودی یا نزولی خواهد بود یا اینکه ارزش معامله ندارد.

معاملات پوزیشن چیست؟

معاملات پوزیشن یک استراتژی معاملاتی بلندمدت است که در آن یک تریدر به صورت هدفمند به مدت چندین هفته یا حتی ماه یک پوزیشن معاملاتی را باز کرده و منتظر یک حرکت بزرگ قیمتی است.

فلسفه معاملاتی یک تریدر پوزیشن با یک تریدر روزانه متفاوت است. از این جهت که تریدر روزانه قصد دارد از حرکات کوچکتر قیمت با خرید و فروش در همان روز سود به‌دست آورد.

آشنایی با مفهوم معاملات پوزیشن

مفهوم معاملات پوزیشن به معنای باز کردن پوزیشن معاملاتی در مدت زمانی نسبتا طولانی است

در حالی که، تریدر پوزیشن از فراز و نشیب‌های کوتاه مدت قیمت بازار عبور می‌کند و صبورانه منتظر رسیدن به هدف بلندمدت خودش است. فرضیه این نوع معاملات این ایده است که بازار رونددار است. تریدرهای پوزیشن یک معامله را برای گرفتن یک روند بلند مدت آغاز می‌کنند.

ساده‌ترین راه برای توصیف معاملات پوزیشن این است که بگوییم تریدر یک هدف بزرگ را بر حسب درصد حرکت قیمت تعیین می‌کند. در عین حال، تریدر برای اینکه زودتر از موعد از پوزیشن خارج نشود، با تعیین حد ضرر بزرگ‌تر ممکن است ضررهای بیشتری را متحمل شود.

آیا تریدرهای پوزیشن سود کسب می‌کنند؟

زمانی که قیمت‌ها در یک بازار صعودی به شدت افزایش یافته یا در یک بازار نزولی روند به شدت کاهش می‌یابد، گرفتن یک پوزیشن برای سوار شدن بر آن روند منطقی است. در این مورد منطقی نیست که از بازار صعودی خارج شده و سعی کنید سود کمی برداشته و احتمالاً بخش‌هایی از روند را از دست بدهید و کارمزد بسیار بیشتری بپردازید.

جنبه منفی معاملات position این است که بازارهای مالی به جای یک روند بیشتر وقت خود را در یک محدوده رنج سپری می‌کنند. هنگامی که یک بازار رنج است، به این معنی است که تریدر پوزیشن هیچ موقعیتی برای معامله نداشته و عملاً در بازار غیرفعال است.

آیا معاملات پوزیشن ریسکی هستند؟

این سوال با اینکه آیا معاملات position آسان است یا خیر متفاوت است. اما تا آنجا که به ریسک‌پذیری مربوط می‌شود، این یک ایده عمومی پذیرفته شده در بین سرمایه‌گذاران است که هر چه در استراتژی بلند مدت بازه زمانی کوتاه‌تری معامله کنید، ریسک آن بیشتر است. به این دلیل که هر اتفاق غیرمنتظره‌ای در کوتاه مدت ممکن است رخ دهد، در حالی که تغییرات در بازه‌های زمانی بالاتر، به جز در شرایط استثنایی، بسیار بیشتر طول می‌کشند.

ریسک معاملات پوزیشن نسبت به سایرین

ریسک معاملات پوزیشن به دلیل مدت طولانی تر آن نسبت به معاملات دیگر کمتر است

ویژگی‌های یک تریدر پوزیشن

اصطلاح تریدر پوزیشن به نوعی از تریدر اطلاق می‌شود که پوزیشن معاملاتی را برای مدت طولانی نگه می‌دارد. همانطور که قبلا ذکر شد، پوزیشن‌ها را می‌توان به طور متوسط برای ماه‌ها یا حتی سال‌ها حفظ کرد. تریدرهای پوزیشن کمتر نگران نوسانات کوتاه‌مدت هستند، مگر اینکه بر دورنمای بلندمدت پوزیشن آنها تأثیر بگذارند. طبق تعریف، آنها دنباله‌روی روند هستند. معمولاً اکثر تریدرهای پوزیشن به طور فعال معامله نمی‌کنند و از نظر مدت زمانی که پوزیشن‌های معاملاتیشان باز است، از هولدرها پیشی می‌گیرند.

تریدرهای پوزیشن معمولاً از ترکیبی از تحلیل تکنیکال و فاندامنتال هنگام تصمیم‌گیری استفاده می‌کنند، اما عوامل دیگری مانند روند بازار و الگوهای تاریخی را نیز در نظر می‌گیرند. بهترین تریدرهای پوزیشن کسانی هستند که می‌توانند با موفقیت نقاط ورود و خروج مناسب را شناسایی کرده و می‌دانند چه زمانی باید یک سفارش حد ضرر قرار دهند.

معاملات پوزیشن شبیه‌ترین استراتژی معاملاتی به سرمایه‌گذاری سنتی است. تریدرهای پوزیشن از حرکات بلندمدت قیمت سود می‌برند و در نتیجه، بیشتر به بازارهایی با روندهای مشخص علاقه‌مند هستند تا بازارهای رنج یا بازارهایی که نوسانات بالا و دامنه معاملات وسیع‌تری را تجربه می‌کنند.

بهترین شاخص‌های معاملات پوزیشن

اندیکاتورهایی که برای دنبال کردن روند کار می‌کنند معمولاً همان نوع اندیکاتورهایی هستند که برای معاملات پوزیشن مناسب هستند. به عنوان مثال، هنگام معاملات پوزیشن، مهم است که ابتدا بدانید آیا این روند بلندمدت به شما کمک می‌کند به هدف سود خود برسید یا خیر.

تریدرهای پوزیشن تمایل دارند از تحلیل تکنیکال و فاندامنتال برای ارزیابی روندهای احتمالی قیمت در بازار استفاده کنند. در اینجا چند نمونه از اندیکاتورهای تکنیکال رایج را معرفی می‌کنیم که می‌توانند برای معاملات پوزیشن در هر یک از بازارهای مالی استفاده شوند.

میانگین متحرک ساده: SMA 50، ۱۰۰، ۲۰۰ روزه

میانگین‌ متحرک یک شاخص متأخر است، به این معنی که قیمت ابتدا حرکت کرده و سپس میانگین متحرک به دنبال آن حرکت می‌کند و سیگنال معاملاتی را ارائه می‌دهد. تریدرهای پوزیشن می‌توانند از یک تقاطع (crossover) میانگین متحرک به عنوان سیگنال ورود یا خروج استفاده کنند یا از قیمت بالاتر یا پایین‌تر از میانگین متحرک به عنوان دلیلی برای ورود یا خروج از پوزیشن استفاده کنند.

شاخص واگرایی همگرایی میانگین متحرک (MACD) تقریباً جایگزینی برای میانگین متحرک برای کسانی است که دوست دارند نمودارهای شمعی یا میله‌ای خود را تمیز نگه دارند. کراس اوورهای MACD می‌توانند سیگنالی برای ورود یا خروج از معاملات باشند. اینکه اندیکاتور MACD بالاتر یا زیر خط صفر باشد می‌تواند دلیلی برای ورود یا خروج از روند باشد.

سطوح حمایت و مقاومت

سطوح حمایت و مقاومت مسیری را نشان می‌دهند که قیمت یک دارایی در حال حرکت است. بنابراین، به تریدرهای پوزیشن می‌گویند که آیا باز کردن یا بستن یک پوزیشن در یک دارایی خاص مناسب است یا خیر. سطوح حمایت ممکن است کوتاه مدت بوده یا اینکه برای سال‌ها ادامه داشته باشند. از سوی دیگر، سطح مقاومت به آستانه قیمتی اشاره دارد که به نظر می‌رسد یک دارایی از نظر تاریخی قادر به غلبه بر آن نیست. تریدرهای پوزیشن از مقاومت بلندمدت برای تصمیم‌گیری در مورد زمان بستن یک پوزیشن استفاده می‌کنند؛ با تکیه بر این انتظار که قیمت با رسیدن به این سطح کاهش می‌یابد. به همین ترتیب، تریدرها می‌توانند در سطوح حمایت تاریخی خرید کنند؛ در صورتی که انتظار داشته باشند روند صعودی بلندمدت آغاز خواهد شد.

معاملات پوزیشن در مقابل معاملات نوسانی و معاملات روزانه

بگذارید به این نمودار قیمت نگاهی بیاندازیم تا بفهمیم چگونه استراتژی معاملاتی پوزیشن با استراتژی معاملاتی نوسانی یا استراتژی معاملات روزانه متفاوت است.

هدف تریدر پوزیشن خرید در ابتدای حرکت قیمت است که قرار است چند هفته طول بکشد.

تریدر نوسانی سعی می‌کند از «نوسان‌های» میان‌مدت چند روزه سود کسب کند.

تریدر روزانه در هر کندل (شمع) در این نمودار خرید و فروش می‌کند.

تفاوت میان معاملات پوزیشن و معاملات نوسانی

معاملات پوزیشن در مقابل معاملات نوسانی

نحوه تعریف هر استراتژی معاملاتی بر اساس دوره باز ماندن پوزیشن است. اما، تکنیک‌های ورود و خروج معامله، شاخص‌های تکنیکال، مدیریت ریسک و روانشناسی معاملاتی که برای هر روش معاملاتی استفاده می‌شود، می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

معاملات پوزیشن در مقابل معاملات نوسانی

معاملات position و معاملات نوسانی با وجود اینکه هر دو دنبال‌کننده روند هستند، از نظر طول مدت سرمایه‌گذاری متفاوت هستند. تریدرهای پوزیشن موقعیت خود را برای مدت طولانی‌تری نسبت به تریدرهای سوئینگ، معمولاً ماه‌ها یا سال‌ها، حفظ می‌کنند، در حالی که تریدرهای نوسانی معمولاً چندین روز یا چند هفته پوزیشن معاملاتی خود را باز نگه می‌دارند.

معاملات position در مقابل معاملات روزانه

معاملات پوزیشن را می‌توان نقطه مقابل استراتژی معاملاتی روزانه دانست که بیشتر از نوسانات بازار کوتاه مدت بهره می‌برد. هدف تریدرهای روزانه خرید و فروش دارایی‌های متعدد با هدف بستن پوزیشن‌های خود قبل از پایان روز معاملاتی است و به ندرت آنها را یک شب نگه می‌دارند.

سبک معاملاتی تایم فریم مدت زمان باز بودن پوزیشن معاملاتی
معاملات پوزیشن بلند مدت ماه‌ها تا سال‌ها
معاملات نوسانی کوتاه مدت چند روز تا چند هفته
معاملات روزانه کوتاه مدت تنها در طول یک روز
معاملات اسکالپ بسیار کوتاه مدت چند ثانیه تا چند دقیقه

مزایای معاملات پوزیشن

  • یک استراتژی بلند مدت است که می‌تواند به سودهای بزرگی منجر شود.
  • برای تریدر استرس کمتری نسبت به استراتژی‌های کوتاه مدت خاص به دنبال دارد، زیرا پوزیشن‌ها نیازی به نظارت روزانه ندارند.
  • زمان بیشتری برای صرف سایر معاملات یا سایر فعالیت‌های حرفه‌ای وجود دارد، زیرا معاملات پوزیشن تنها در هنگام تجزیه و تحلیل آینده قیمت به زمان نیاز دارند.

معایب معاملات پوزیشن

  • برای باز نگه داشتن پوزیشن‌ها برای مدت طولانی به سرمایه زیادی نیاز است، زیرا معاملات ممکن است چندین ماه ادامه داشته باشند، به این معنی که سرمایه قفل می‌شود.
  • سپرده‌های بزرگی مورد نیاز است زیرا این نوع معاملات با حداقل سرمایه غیرممکن است. بنابراین، نوسانات شدید قیمت به احتمال زیاد منجر به از دست دادن کل سرمایه می‌شود.
  • اگر پوزیشن برای مدت طولانی باز بماند، هزینه‌های سوآپ (در بازار فارکس) می‌تواند به مقدار زیادی انباشته شده و افزایش یابد.
  • ریسک موجود در این معاملات بسیار کمتر از معاملات روزانه یا معاملات نوسانی است، اما اگر اشتباهی مرتکب شوید، احتمالاً فاجعه‌آمیز خواهد بود. اگر یک تریدر برخلاف روند حرکت کند، نه تنها سرمایه خود را از دست می‌دهد، بلکه زمان سرمایه‌گذاری خود را نیز از دست می‌دهد. درباره مدیریت ریسک‌های معاملاتی بیشتر مطالعه کنید.

آیا معاملات پوزیشن برای شما مناسب است؟

همه سرمایه‌گذاران و تریدرها باید سبک معاملاتی خود را با اهداف شخصی خود مطابقت دهند و هر سبکی مزایا و معایب خود را دارد.

اولین نکته دلیل سرمایه‌گذاری شما در وهله اول است. آیا برای آینده خود یک اندوخته و پس‌انداز جمع می کنید؟ آیا قصد دارید از طریق معامله امرار معاش کنید؟ یا اینکه تنها از فعالیت در بازار لذت می‌برید؟ هر هفته یا هر روز چقدر زمان را به پرتفوی خود اختصاص می‌دهید؟

معاملات position به طور ایده‌آل برای یک بازار صعودی با روند قوی مناسب است. این نوع معاملات چندان میانه خوبی با بازار نزولی ندارد. در عین حال، در دوره‌ای که بازار راکد بوده و در حالت رنج زدن است، معاملات روزانه بیشتر کارآمد هستند.

  • روانشناسی ترید و راهکارهای پرورش ذهنیت معامله‌گری
  • آشنایی با انواع استراتژی های ترید و سرمایه گذاری
  • راهنمای جامع ترید ارز دیجیتال برای تازه‌کارها

شما از میان معاملات پوزیشن، نوسانی و روزانه کدام یک را ترجیح می‌دهید؟ تجربه معامله با کدام یک از آنها را دارید؟ به نظر شما کدام معامله برای شروع مناسب‌تر است؟ لطفا نظرات و پیشنهادات خودتان را از طریق بلاگ کوین نیک مارکت با ما در میان بگذارید. جهت اطلاع از اخبار دنیای ارزهای دیجیتال و همچنین خبرهای بازار معاملاتی کوین نیک مارکت و شرکت در مسابقات آن می‌توانید ما را در شبکه‌های اجتماعی اینستاگرام، توییتر و تلگرام دنبال کنید.

«اوپک» استراتژی بلند مدت خود را نهایی کرد

کشورهای عضو سازمان «کشورهای صادرکننده نفت» (اوپک) استراتژی جدید و بلند مدت این سازمان را نهایی کردند.

«اوپک» استراتژی بلند مدت خود را نهایی کرد

کشورهای عضو سازمان«کشورهای صادرکننده نفت» (اوپک) در نشست خود در وین در روز دوم نوامبر ۲۰۱۶ استراتژی جدید، جامع و بلند مدت این سازمان را نهایی کردند.

سند این استراتژی جدید جهت تصویب در کنفرانس بعدی وزرای اوپک- که قرار است روز سی اُم نوامبر ۲۰۱۶ برگزار شود- ارائه خواهد شد.

طبق گزارش‌های رسمی،‌ استراتژی بلند مدت اوپک «یک چارچوب منسجم و استوار برای تحقق مأموریت این سازمان ارائه می دهد» و علاوه بر تعیین اهدافی مشخص، بر روندهای بازار انرژی نظارت می کند.

گفتنی است که بسط و توسعه این استراتژی که سومین استراتژی بلند مدت اوپک به شمار می رود، ظرف دو سال و از طریق برگزاری نشست‌هایی در سطوح بالا تحقق یافته است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.